موفقیت چیست؟

موفقیت چیست؟

الف -      عموما مفهوم موفقیت در جامعه ، مرتبط می شود با مقایسه میان آدم ها و کسب رتبه ها و مدارج مورد تایید و علاقه جامعه . پس کلمه “موفقیت” کلمه ای عاریتی است و مفهوم واقعی و انسانی ندارد. و اگر بخواهیم درونی تر نگاه کنیم به کلمه ای همچون “شادی” یا “لذت” یا “رضایت” خواهیم رسید.

ب-     همه افراد از زندگی شان لذت میبرند (همه موفق هستند.)اما این لذت ها متفاوت است ، برخی لذت های عمیق تری را تجربه میکنند و برخی لذت های سطحی تر و کوتاه تر .(استدلال این پاراگراف را در سطور بعدی خواهیم داشت.)

ج-        هدف از آموزش ها و ارتباطات انسانی بالا بردن کیفیت این لذت هاست. برای مثال  دانستن مطالبی در مورد ایگو و پس از آن کم کردن اثرات ایگو در روان انسان معرفی نوعی لذت است . لذتی که سطح آن بالاتر از بسیاری لذت های دیگر است. (هر چند افراد از رفتار طبق ایگو خودشان هم لذت میبرند ، اما مدعی آن هستیم که با ترک رفتار ایگوایستیک به لذتی بالاتر خواهند رسید.)

زندگی لذیذ در نداری

چه کسانی لذت می برند؟

هر کس در هر لحظه و در هر موقعیت ، کاری را میکند که برایش لذت بخش است . هر کس در هر زمانی چند انتخاب دارد و از میان آنها ، آنی را انتخاب میکند که لذت بیشتری برایش به همراه می آورد.

سعی میکنم منظورم را با بیان چند مثال واضح تر کنم.

۱-  وقتی جلوی کسی یک ظرف میوه است ، همیشه میوه ای را انتخاب میکند که از خوردن آن لذت بیشتری میبرد. (هر چند که شاید در زمان های مختلف میوه های متفاوتی را برگزیند.)

۲-  وقتی کسی از درد آمپول خبر دارد چرا آمپول میزند؟ زیرا می داند که آمپول باعث میشود که درد و رنج بیماری اش در چند ساعت آینده کم شود و لذت ببرد. خلاصی از درد خود نوعی لذت است و فهم و درک اثرات آمپول  باعث می شود که تحمل درد آمپول ساده شود و فرد با رضایت و لذت به آن تن دهد.

۳-  چرا بعضی از نوجوانان درس میخوانند و بعضی دنبال تفریح می روند؟ این دو گروه نیز به دنبال لذت بردن هستند و در زندگی لذت میبرند . عده ای از تفریح و گردش لذت آنی می برند و برخی نیز با فهم و درک و آینده نگری (که اگر الان درس بخوانند در سالهای بعد می توانند کار لذیذتر و زندگی لذت بخشتری بدست بیاورند) سختی درس خواندن را تحمل میکنند و از این کار خود راضی اند و لذت میبرند.

۴-  البته این قانون نیز مانند هر قانون دیگری در علوم انسانی استثنا دارد و استثنا آن کسانی اند که خودکشی میکنند. اصولا تا وقتی کسی خودکشی نکرده است ، کفه لذت بردن و رضایت او به سختی ها و بدی ها در زندگی اش سنگینی میکند.

۵-  کسی که سطح رفاه پایینی دارد نیز از زندگی اش لذت میبرد ، او نیز میان انتخاب هایی که دارد لذیذترین را  انتخاب میکند ولی به احتمال قوی سطح لذت بردن او از فرد دیگری که از رفاه بالایی برخوردار است ، پایین تر است. زیرا او وقتی در گذشته به هر دلیل (جهل و یا انتخاب) لذت هایی را انتخاب کرده که چنین نتیجه ای داشته باشد.(اگر تفکر او در مورد لذت همانی بود که سالها پیش با آن تصمیم سازی کرده بود هم اکنون نیز لذت می برد ، ولی  قطعا اکنون که به درک و فهم لذت های بالاتر و برتری رسیده است ، ترجیح می دهد باقی زندگی را در راستای رسیدن به آن لذت ها تلاش کند.)

۶-  اگر تفکر افراد در باره لذت و موفقیت تغییر نکند زندگی بسیار روان تری خواهند داشت. اما انسان با رسیدن به لذت (موفقیتی) که خواستار آن بوده ، فهمش رشد میکند و لذتی بالاتر و برتر را درک میکند و همین باعث می شود که از داشته های خود ناراضی گردد.

۷-  لذت و رضایتی که در این مطلب مطرح کردیم احساسی بسیار عمیق است و شاید با کلمات روزمره ما همخوانی نداشته باشد. برای مثال کسی دوست دارد که یک بنز داشته باشد و از داشتن آن لذت میبرد؛ این کلام اوست ولی وقتی از او بپرسی که چرا یک بنز نمی دزدی؟ متوجه میشوی لذت های والاتری مثل (اخلاقیات و آزادی و …) در او وجود دارد و اهمیت این لذت ها برایش بیش از لذت بنز سواری است!

د-       حال که به این نتیجه رسیدیم که همه افراد لذت میبرند و به عبارتی موفق هستند ؛ به دنبال چه هستیم؟ به دنبال آنیم که سطح این لذت را در افراد دیگر رشد دهیم . فکر و دید آنها را طوری تغییر دهیم که بتوانند به لذت های بهتر و عمیق تری دست پیدا کنند. به کودکان بیاموزیم و بفهمانیم که درس خواندن باعث میشود لذت های بهتری در آینده تجربه کنند و به نوجوانان بیاموزیم که با محدود کردن لذت های شهوانی ، می توانند از لذت های متنوع تری بهره ببرند و به بزرگتر ها بیاموزیم که با کم کردن ایگو میتوانند لذت های عمیق و خاصی را تجربه کنند (و به عبارتی موفقیت های خاص و عظیمی را بچشند.)



انتخابات مجلس ، چگونه ؟

سبک جدید مجلس به مناسبت انتخابات

  • آیا مجلس شورای اسلامی  با همان سبک پایه گذاری شده در سال های بسیار دور هنوز هم پاسخگوی نیازهای جامعه ما هست؟
  • آیا برای قانون گذاری به افراد متخصص نیاز نداریم؟
  • آیا انتخاب نمایندگان مجلس از قومیت ها و استان های مختلف جغرافیایی یک ضرورت است و یا آیا اصلا صحیح است؟
  • آیا نمایندگان نباید عوض قومیت و شهریت از میان اقشار مختلف علمی و صنفی انتخاب شوند تا بتوانند نظر واقعی جامعه را در قانون گذاری اعمال کنند؟
  • و اصولا نماینده مجلس می بایست چه تخصصی داشته باشد؟ چه چیز بداند ؟ چه کاری بلد باشد ؟ اصلا آنها میداند قرار است چه کار کند؟

با عبور از این سوال ها و درخواست از خواننده محترم برای اندیشه کردن روی این موضوعات به مسئله ای چنین خواهیم رسید.

     مجلس شورای اسلامی و یا به عبارت بهتر قوه مقننه می بایست شامل تعدادی متخصص باشد که بتوانند قانون وضع کنند ، از قانون گذاری و اثرات قانون در جامعه سر در بیاورد و بدانند چگونه اهداف را به برنامه ها و قوانین بشکنند و جزء کنند.

     نماینده مجلس قرار است که استراتژی کشور را بفهمد (که شاید شامل قانون اساسی و چشم انداز ۱۴۰۰و .. باشد)و آن را بپذیرد (نه اینکه خودش برای خودش استراتژی و فکر و فلسفه تولید کند و ارائه دهد.) و برای آن برنامه ریزی کند و قانون را به گونه ای تولید کند که نتیجه اش رسیدن به هدف این استراتژی باشد و نظارتش را در همین راستا به کار گیرد.

پس نماینده مجلس قرار نیست و نباید ؛ اهل فلسفیدن باشد ، اهل استراتژی چیدن باشد ، اهل فک زدن باشد ، اهل جمع آوری نذورات باشد ، اهل قوم و قبیله باشد ، اهل سیاست بازی باشد ، اهل تحزب باشد  و … تنها بناست اهل فهم باشد و بداند چگونه قانون وضع کند که استراتژی کشور را جلو ببرد و لا غیر.

انتخابات مجلس شورای اسلامی سال 90


برچسب: , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , ,

دوره آموزشی شیرآلات

آشنایی با شیرهای صنعت آب و فاضلاب در سمینار

“دوره آموزشی شیرآلات صنعتی”

شامل آشنایی مقدماتی ، انواع شیرها، کارکرد و بهره برداری

به صورت همایش ۴ ساعته و یا ۳ جلسه کلاس ۲ ساعته ارائه میگردد.

این دوره به صورت کامل و یا بخشی از آن می تواند مکمل کلاس اساتید محترم در رشته های مکانیک سیالات و تاسیسات باشد.

شیر آب و فاضلاب صنعتی - میراب ، فاراب ، مکانیک آب و ...


برچسب: , , , , , , , , , , , , , , , , ,

اسمال بیز

اقتصاد اسلامی و اسمال بیزنس

چند وقتی است به رابطه نزدیک این دو پدیده معتقد شده ام.



نارسیسم

نارسیزم یا خودشیفتگی

     واژه نارسیسیسم از نام نارسیسوس، یکی از اسطوره‌های یونانی گرفته شده است. نارسیسوس مرد زیبایی بود که مورد توجه بسیاری از زنان بود اما او نسبت به همه آنها بی‌تفاوت بود و سبب اندوه آنان می‌شد. برای مجازات او به دلیل بی‌رحمی‌اش، وی را محکوم به آن کردند که فقط عاشق خودش باشد. یک روز هنگامی که نارسیسوس خم شده بود تا یک جرعه آب از یک برکه بنوشد، عکس خود را در آب دید و عاشق آن شد. در این لحظه بود که دریافت دیگران همان احساسی را که اینک او نسبت به خود یافته، به او داشته‌اند. او نمی‌توانست نگاه از تصویر خود در آب برگیرد، دچار غم عشق به خود شد و در کنار برکه از این اندوه جان داد.

 اطلاعات بیشتر در فایل پیوست :

نارسیسم

 وب مرتبط



تصویر حقیقت

لینک توضیحات و فیلم بسیار زیبایی با عنوان کارمند

لینک توضیحات

دانلود

 



شهادت ، هدف تمام انقلاب های اسلامی /عکس

این نوشتار میتواند پاسخی ضمنی برای سوالات زیر باشد.

  • دستاورد انقلاب اسلامی ایران چه بوده است؟
  • آیا انقلاب اسلامی موفق بوده است یا خیر ؟
  • آیا انقلاب به اهداف خود رسیده است ؟
  • جامعه در زمان ظهور چگونه خواهد بود؟
  • تفاوت های جامعه پس از ظهور با اتوپیا یا آرمان شهر چیست ؟

“جامعه اسلامی چگونه جامعه‌ای است؟”

این سوالی است که اندیشمندان و نیز عوام، از زاویه های مختلف و متفاوت به آن نگریسته اند و مباحث گوناگونی حول آن مطرح کرده اند و در این میان برخی “جامعه اسلامی” سوال فوق را با جهان دوران ظهور شناخته اند و برخی نیز با حالت آرمانی انقلاب ۵۷ ایران.

در این نوشتار ، نویسنده نیز از دریچه تنگ دید خود، نظری می افکند تا مگر بهره‌ای برده باشد.

جامعه غیر اسلامی و یا غیر دینی اهداف مشخصی چون “رفاه” و “لذت” و “آسایش” دارد و برای رسیدن به آن تلاش می‌کند؛ اما جامعه اسلامی و مردم مسلمان چه سمت و سویی دارند و چه می‌خواهند؟ تمام تلاش این جامعه (خواه ایران انقلابی باشد ، خواه جهان مهدوی باشد) برای رسیدن به چیست؟ هدف غایی از این حرکت بزرگ چه می‌تواند باشد؟

سوال این است، آیا اهدافی مانند رفاه و آسایش و لذت می تواند هدف حرکت های بزرگ دینی و اسلامی باشد؟ و این در حالی است که اسلام انسان را حول چیزهایی غیر از رفاه و لذت تعریف میکند ، اسلام رشد و تعالی انسان را در سختی و بلا می داند ، اسلام  انسان را به طور عام در “کبد” و سختی می بیند ، اسلام  بر اساس ارزشهایی چون دغدغه و طلب و حرکت بنا شده است و …

فلذا هدف انقلاب های بزرگ اسلامی نمی تواند چونان چیزهایی باشد و حتی این مفاهیم (رفاه و لذت و آسایش) به صورت عرضی نیز نمی تواند بر این جوامع بار شود، چنین جامعه اسلامی‌ای در بهترین حالات (مثلا پس از ظهور) هم قطعا دچار مشکلات و سختی و تنگنا خواهد بود و حق طلبی و صبر و دعا در آن معنا خواهد داشت.

نتیجتا به نظر میرسد غایی‌ترین هدف این حرکت ها و انقلاب‌ها ، رشد افراد جامعه است ، رشدی که اسلام آن را در تعالی و پرورش روح و تقوی و … می داند و اوجش را در مفهومی به نام “شهادت” ارائه کرده است. شهادت به خودی خود هدف غایی انقلاب های بزرگ اسلامی است و برای موفق بودن و نامیدن چنین انقلاب هایی ، حتی رسیدن تعدادی از افراد جامعه به قله شهادت، همانا اتفاق لازم و کافی است.

اما در کنار ین مسئله نکته ی دیگری نیز رخ مینماید ، و آن اینکه به صورت عادی و طبق روال طبیعت اجتماع ، در هر مکان و هر زمانی در تاریخ که عده‌ای خدایی و خوب و مثبت باشند ، عده ای نیز شیطانی و بد و منفی نیز خواهند بود و هر چه غلظت تقوا و خوبی این عده بالاتر باشد ، غلظت و عیار بدی و شیطانی بودن افراد مقابل نیز بیشتر خواهد بود ؛ زیرا این طبیعت انسان است و بنا نیست در طبیعت انسان ها و نوع بشر تغییری غیر عادی حاصل شود. در جامعه اسلامی پس از انقلاب های بزرگ اسلامی همان گونه که عده ای تا قله های شهادت پیش خواهند رفت عده نیز تا قعر دره پلشتی پی می روند و  جامعه اسلامی پس از مبارزه و جهاد ، در حالی که شهدایش را در میان خود نمیبیند ، اما شیاطینش را تا سالها به دوش میکشد و تحمل میکند.

و اگر با این نگاه به انقلاب اسلامی ایران بنگریم ، رنگ هایی غیز از رنگ های کنونی در آن خواهیم دید و موفقیتش را تحسین خواهیم کرد.

شهادت ، هدف تمام انقلاب های اسلامی


برچسب: , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , ,

بهار عاشق

من

به این اسم های مختلف

کاری ندارم

تمام فصل های سال بهار اند

همه شان

“پاییز بهاریست که عاشق شده است ”

و بدتر از آن عقل است که :

زمستان هم بهاری ست که عاقل شده است

و تابستان هم

همان بهار ست که فارغ شده است.

و من

بهار را در انتهای نگاه همه شان میبینم



پول نزول

کار کردن با پول نزول‌دار و بهره‌دار جدا از اینکه حرام است یا خیر ،

جدا از اینکه چگونه میتوان راه‌هایی رفت که حرمتش را دور بزنیم ،

جدا از اینکه نظر علما در مورد آن متفاوت است و برخی آسان گرفته اند ،

جدا از اینکه اقتصاد کنونی بشریت دیگر بی بهره بودن پول را برنمی‌تابد ،

و جدا از اینکه نزولش را می توانی بدهی یا نمی توانی ؛

کار سنگین  و آزار دهنده و نابود کننده ایست.

و گیرم که شرع و قانونش را طوری چیدی که مشکل حل شد با این خاصیت ذاتی اش چه میکنی؟

اصولا پول بهره دار (نزول های سنگین) کاری است در خدمت نظام سرمایه داری و قارون سالاری ، نظامی که تو درونش کار می کنی و حتی احساس بزرگ و مهم بودن میکنی اما واقعش این است که خری هستی برای سواری دیگران ، برده ای هستی که هر چند هر روز تشویقت کنند برده‌ای، و خودت و کارت مال دیگری است و آخر روز پس از تشویق های احتمالی خودت میمانی و گوشه ی استبل و غذای ساده ای که برای زنده و سرحال بودن فردا جلویت گذاشته اند.

مسئولیت و سختی اش نصیب توست و زیاد شدن و سودش مال دیگری است که حتی خیلی هم به آن نیاز ندارد و بابت این حتی نمی توانی ناراحت باشی!

از طرف دیگر بی برکتی درآمد با چنین پولی هم نمی گذارد پیشرفتی بکنی و همیشه اگر در قرض نباشی در حال درجا زدنی.

پول ربا



مقدمه ای بر حل معضل بیکاری

۱    مشکل بزرگ “بیکاری” و در توصیفی درست تر بحران بیکاری در جامعه ی امروز ایران حاصل  خیلی چیزهاست و حل آن پروسه ها و ساز و کارهای متعددی می طلبد؛ اما این که چرا با این همه تلاش و صحبت و اراده و … در مردم و دولت و حکومت، کمترین نتایج مثبت به بار آمده است دلیلی ریشه ای دارد که تا وقتی باقی است، این معضل همچنان بزرگترین مشکل کشور خواهد بود.

۲    تعریف نادرست “صورت مسئله” در جامعه و در اذهان مردم و مسئولین عامل اصلی این عدم پیشرفت در حل مسئله است. سالهاست که صورت مسئله را “ایجاد شغل” توصیف کرده اند و اعلام کرده اند همه باید تلاش کنند که شغل “ایجاد” گردد. { به نظر من این تعریف یا از دوستان با ذهنیت های کمونیستی  صادر شده است و یا حاصل غرض ورزی دشمنان داناست.}

“شغل” چیست؟

۳     در جامعه نیازهای متعدد وجود دارد، مردم برای رسیدن به اهداف خود و یا بهبود زندگی خود “چیز” های متفاوت و متععدی نیاز دارند و حاضرند برای رفع این نیازها هزینه کنند ،خرج کنند و احیانا پول پرداخت کنند و در طرف دیگر جامعه، آدم های بیکار و مخصوصا آدم های جوان تحصیلکرده ی بیکار میتواند برای رفع نیازها تلاش کند و راهی بیابد و انجام دهد و در قبالش  دریافت کند. پس چیزی برای ایجاد کردن وجود ندارد، همه ملزومات وجود دارند و در کنار هم زندگی میکنند ؛ تنها قطعه گمشده پازل “عمل” است .(و البته برای مشغولین این حوزه “موانع” موجود در کشور درد است و لا غیر)

۴    نتیجه آنکه قرار نیست کسی شغل ایجاد کند ، خداوندگار شغل وجود ندارد که آن را خلق کند و یا دولت مادری نیست که آن را بزاید ، بلکه باید موانع را از روی پروسه انجام کار و رشد مشاغل برداشت.

۵     در آخر باید گفت ، تعریف درست صورت مسئله ، خود همانا نیمی از راه حل  است و اگر در طی این سالها این اتفاق به درستی افتاده بود تا کنون درصد بالایی از این مشکل حل شده بود زیرا در حل این مسئله به واقع عزمی جدی در همه اقشار وجود دارد.

لینک : اوضاع بیکاری ایران از نگاه ویکی پدیا